عليرضا عضد الملك

27

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

زمردين گسترد . روى غبرا 29 را از رابيهء سحاب ، به جاى آب ، گوهر ناب پاشيد و همى گفت : اى باب بروب راه را يك‌سر * اى ابر ببار بر زمين گوهر اى خاك عبير گرد در صحرا * اى آب گلاب گرد در فرغر 30 كه هديهء همايون شاهنشاه اسلام‌پناه در معبر است و بارگاه عرش اشتباه دو نور ديدگان خاتم رسل ( ص ) در راهگذر . بالجمله اين فدوى دولت روزافزون حين تحويل به زاويهء مقدسه مشرف گرديده ، شرايط دعاگويى را به تقديم رسانيده ، روز فيروز و عيد نوروز را در آن آستان مبارك از جميع شرايط و لوازم عيد و عيدى - چه خاك‌بوسى درگاه اقدس شاهنشاهى و جان‌فشانى در حضور مقدس ظلّ الهى ، و چه اخذ شاهى و اشرفى از دست بيضاضيا و سرافرازى به خلاع 31 آفتاب شعاع - به دعاگويى محض اكتفا نمودم و به زبان حال با مراحم خديوانه‌ام اين مضمون در ميانه بود : در عين وصالم به توام نيست وصولى * همچون شتر تشنه كه بارش همه آب است عصر آن روز سربازانى كه به جهت قراولى خشت‌هاى مبارك مأمور بودند به اتفاق اصلان بيك ياور و على اكبر خان سلطان به ميان باغ آمده به سلامتى وجود مسعود همايون شاديانه 32 زده عيدى رسمانه گرفتند و هم آن روز مقربى الخاقان ميرزا عبد اللّه خان علاء الملك و نصر اللّه خان سرتيپ ديدن نمودند . بعد از ورود به آستانهء متبركه وقت شام ملتفت شدم كه براى روشنايى چادرهاى خشت مبارك مشعل لازم است ؛ فورا فرستاده چهار مشعل آوردند و در هر چادر دو مشعل افروخته داشتند . و يكى از لوازم بيرق بوده كه بر سر دواب زده شود ، آن را هم آدم مخصوص روانهء قم نمودم كه تا روز ورود به قم مهيا كردند و از آن‌جا بر روى بارها نصب نمودم . و اسامى اصحاب مشايعت اين است . اسامى اشخاصى كه حسب‌الامر قدرقدر مشايعت نموده‌اند كه سواى نواب محمد حسين ميرزاى پسر امير آخور كه همه‌جا همراهى نمودند : عملهء خلوت مباركه : مقرب الخاقان امين حضور مقرب الخاقان ميرزا مهدى مقرب الخاقان حاجى محمد حسن خان مقرب الخاقان على خان مقرب الخاقان محمد حسن خان محقق